ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
11
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
شدهاند ، اين بود كه چند روزى در ربذة اقامت كرد . و خبر ايشان رسيد كه آهنگ بصره كردهاند ، على ( ع ) شاد شد و فرمود مردم كوفه مرا بيشتر دوست مى دارند و سران و روى شناسان عرب ميان ايشانند ، و براى آنان نامه نوشت كه من شما را بر مردم ديگر شهرها برگزيدم و خود از پى اين نامهام . ابو جعفر محمد بن جرير ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : على ( ع ) از ربذة براى مردم كوفه چنين نوشت : اما بعد ، من شما را برگزيدم و ترجيح دادم ميان شما منزل كنم . اين به سبب شناختى است كه از مودت و محبت شما نسبت به خدا و رسولش دارم ، هر كس پيش من آيد و مرا يارى دهد حق را پاسخ داده است و آنچه را بر عهده اوست ، پرداخته است . ابو جعفر طبرى مى گويد : نخستين كسانى كه على ( ع ) از ربذة به كوفه گسيل داشت ، محمد بن ابى بكر و محمد بن جعفر بودند ، مردم كوفه پيش ابو موسى كه در آن هنگام اميرشان بود براى رايزنى آمدند ، كه آيا با على بن ابى طالب ( ع ) بيرون بروند او به آنان گفت : راه آخرت اين است كه خوددارى كنيد ، راه دنيا اين است كه بيرون رويد . اين گفتار ابو موسى به اطلاع آن دو رسيد ، پيش او آمدند و درشتى كردند ، و او هم بر آنان درشتى كرد و گفت : تا هنگامى كه يكى از كشندگان عثمان زنده باشد ، جنگ كردن همراه على براى تو حلال نيست . خواهر على بن عدى كه از خاندان عبد العزّى بن عبد شمس است ، و برادرش على بن عدى از شيعيان على ( ع ) و در زمرهء لشكر او بود ، اينچنين سروده است : بار خدايا شتر على را از پاى در آور ، و ناقهاى كه او را بر خود مى كشد فرخنده مدار . مگر در مورد على بن عدى كه اين نفرين بر او نيست . ابو جعفر طبرى مى گويد ، سپس على ( ع ) تصميم گرفت از ربذة به بصره برود . رفاعة بن رافع برخاست و گفت : اى امير المؤمنين چه تصميمى دارى و ما را كجا مى برى فرمود : آنچه آهنگ و نيت آن را داريم ، اصلاح است ، به شرط آن كه از ما بپذيرند و تسليم آن شوند . گفت : اگر نپذيرفتند فرمود : آنان را فرا مى خوانيم و آن مقدار حقى كه